نسخه چاپی ارسال به دوستان


فیروزه جدید


  
‌سرهنگ
ترجمه اسدالله امرایی  ۱۳۸۷/۱۰/۱۴
داستانکی از کرولین‌ فورشه‌

کرولین فورشه در سال 1950 در دیترویت شیکاگو به دنیا آمد. در زمان جنگ داخلی از فعالان حقوق بشر در السالوادور بود او را نویسنده و شاعر سیاسی می‌نامند اما خودش شاعر شاهد را ترجیح می‌دهد. داستان سرهنگ به شعر هم پهلو می‌زند و عده‌ای آن را  شعر می‌نامند. داستان با اطلاع و اجازه نویسنده به فارسی ترجمه شده.


 آنچه‌ شنیده‌ای درست‌ است. توی‌ خانه‌اش‌ بودم. زنش‌ سینی‌ قهوه‌ و شکر را آورد. دخترش‌ ناخن‌هایش‌ را سوهان‌ می‌کشید و پسرش‌ رفته‌ بود شبگردی. روزنامه‌های‌ روز، سگ‌های‌ خانگی‌ و تپانچه‌ روی‌ بالش‌ دم‌ دستش‌ بود. ماه‌ عریان‌ بالای‌ خانه‌ تاب‌ می‌خورد. تلویزیون‌ فیلم‌ پلیسی‌ نشان‌ می‌داد. فیلم‌ به‌ زبان انگلیسی‌ پخش‌ می‌شد. شیشه‌ خرده‌ و بطری‌ شکسته‌ روی‌ دیوار دور خانه‌ زانوی‌ کسی‌ را که‌ از دیوار بالا می‌آمد قلوه‌کن‌ می‌کرد، یا دست های‌ او را می‌برید. جلوی پنجره‌ها حفاظ‌ داشت‌ مثل‌ مِی‌ فروشی‌ها. شام‌ خوردیم‌ بره‌ کباب‌ با شراب. زنگ‌ طلا هم‌ روی‌ میز بود که‌ با آن‌ دخترک خدمتکار‌ را خبر می‌کرد. خدمتکار‌ انبه‌ٔ سبز، نمک‌ و نانی‌ مخصوص‌ آورد. خواستند بدانند آیا از حضور آنجا لذت‌ برده‌ام. پیام‌ بازرگانی‌ کوتاهی‌ به‌ زبان‌ اسپانیایی‌ پخش‌ شد.

زنش‌ همه‌ چیز را برد. مختصری‌ حرف‌ زدیم‌ از اینکه‌ حکومت‌ کردن‌ چه‌ دردسرهایی‌ که‌ ندارد. طوطی‌ از مهتابی‌ سلام‌ کرد. سرهنگ‌ گفت‌ که‌ خفه‌ شود و از سر میز خودش‌ را کنار کشید. دوستم‌ به‌ اشارهٔ‌ چشم‌ حالی‌ام‌ کرد که‌ حرفی‌ نزنم.

سرهنگ‌ با کیسهٔ مخصوص‌ خرید خواربار برگشت‌ خانه. کیسه‌ را روی‌ میز خالی‌ کرد یک‌ عالمه‌ گوش‌ آدم‌ بود. درست‌ مثل‌ قیسی. هلوی‌ خشک‌ کرده. غیر از این‌ نمی‌شد چیزی‌ گفت. یکی‌ از آنها را برداشت‌ جلوی‌ صورت‌ ما تکان‌ داد و بعد توی‌ لیوان‌ آب‌ انداخت. توی‌ آب‌ جان‌ گرفت. گفت‌ از این‌ مسخره‌بازی‌ها خسته‌ام. حقوق‌ بشر هم‌ گور بابای‌ همه. به‌ آدم‌های‌ خودتان‌ بگویید بروند، درشان‌ را بگذارند. با دستی‌ ته‌مانده‌ جامش‌ را گرفت‌ و با دستی‌ دیگر گوش‌ها را سراند و به‌ کف‌ اتاق‌ ریخت.

ـ به‌ درد شعرتان‌ می‌خورد. مگرنه؟

بعضی‌ از گوش‌ها این‌ تکه‌ صدای‌ او را شنیدند. بعضی‌ از گوش‌ها زیر پا خاکمال‌ شدند.

***

The Colonel
by Carolyn Forché

What you have heard is true. I was in his house.His wife carried a tray of coffee and sugar. Hisdaughter filed her nails, his son went out for the night. There were daily papers, pet dogs, a pistol on the cushion beside him. The moon swung bare on its black cord over the house. On the television was a cop show. It was in English. Broken bottles were embedded in the walls around the house to scoop the kneecaps from a man"s legs or cut his hands to lace. On the windows there were gratings like those in liquor stores. We had dinner, rack of lamb, good wine, a gold bell was on the table for calling the maid. The maid brought green mangoes, salt, a type of bread. I was asked how I enjoyed the country. There was a brief commercial in Spanish. His wife took everything away. There was some talk of how difficult it had become to govern. The parrot said hello on the terrace. The colonel told it to shut up, and pushed himself from the table. My friend said to me with his eyes: say nothing. The colonel returned with a sack used to bring groceries home. He spilled many human ears on the table. They were like dried peach halves. There is no other way to say this. He took one of them in his hands, shook it in our faces, dropped it into a water glass. It came alive there. I am tired of fooling around he said. As for the rights of anyone, tell your people they can go f--- themselves. He swept the ears to the floor with his arm and held the last of his wine in the air. Something for your poetry, no? he said. Some of the ears on the floor caught this scrap of his voice. Some of the ears on the floor were pressed to the ground.

 
* Flash Fiction: 72 Very Short Stories
by James Thomas (Author), Denise Thomas (Author), Tom Hazuka (Editor) .W. W. Norton & Company (July 1992

لینک مستقیم
     نظرات     
ناصر رحیمی ۲۳ دی ۱۳۸۷
داستان بسیار زیبایی بود.باید اعتراف کنم خیلی سعی کردم از مترجم ایراد بگیرم و مچ‌گیری کنم اما کم آوردم.تقریباً همه داستان‌هایی که از آقای امرایی منتشر کرده‌اید خوانده‌ام و در جاهای دیگر هم.اما این تک داستان خیلی درخشان بود.به شما تبریک می‌گویم


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام