نسخه چاپی ارسال به دوستان


فیروزه جدید


  
سیب‌ها اسیر جاذبه نیستند
علی محمد مؤدب  ۱۳۸۷/۰۸/۰۹
برای طاهره صفارزاده

علی محمد مؤدب1
سیب‌ها اسیر جاذبه نیستند
رسیده‌اند به اینکه باید بیفتند
خورشید هم رسیده است
ستاره‌ها هم، ماه هم!
ما همه رسیده‌ایم
به همینجا که باید بیفتیم
اما درخت‌ها قدهای متفاوتی دارند
مثلا درخت سیب فرق می‌کند با درخت ماه
درخت ماه فرق می‌کند با درخت خورشید
و انسان، بیچاره انسان!
باید همهٔ جنگل‌های درونش را بتکاند
تا جاذبه را لحظه‌ای تجربه کند.
پاییز را دوست دارم
که اجازه می‌دهد به بهار فکر کنم!

2
به یمن تو در صحت خواب
   در عافیت
   در این جان بی‌شور و تشویش
       به یمن نگاه تو در خویش
                                  شک کرده‌ام
ولو آنکه شایستهٔ خواب غفلت
      به سوی صدای تو عذری نیاورده‌ام!

--
رهگذر مهتاب - یادنامهٔ فیروزه برای طاهره صفارزاده

لینک مستقیم
     نظرات     
حمیدرضا شکارسری ۱۳ آبان ۱۳۸۷
ناگهان چه بلایی سر شاعر شعر اول می آید ؟ به قول محمدرضا عبدالملکیان عزیز ، "خدای من !" او کجا گم شد ؟! آن درخشش تصاویر و تازگی مضامین و طراوت زبانی در شعر اول چگونه ناگهان به کهنگی و تکه پارگی و فرسودگی زبان شعر دوم تبدیل شد ؟ همین نوسان شدید زبانی ، حتی اگر مؤدب را نمی شناختم ، جوانی او را خصوصن در شعر آزاد ، به من گوشزد می کرد . راستی کاش می شد در امتیازدهی ، نیم ستاره هم داد ! برای این دو شعر دو و نیم ستاره کافی ست ! باز هم در انتظار مؤدب نوع اول هستم .
اکبری دیزگاه ۱۳ آذر ۱۳۸۷
شعر اول زیباست همین وتمام


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام