نسخه چاپی ارسال به دوستان


فیروزه جدید


  
درکه
چیستا یثربی  ۱۳۸۷/۰۲/۲۶

چیستا یثربیآن‌جا
در نیم‌روز آن بهار خواب‌آلود
خط پایان دنیا بود
پلکانی زیر آسمان
که یا باید از آن می‌گذشتی
و یا همیشه می‌ماندی از ماجرا...
شیب تند اتفاق بود
برزخی میان آنچه هست
                              و آنچه خواهد شد
و من از کودکی
                خوابش را به روز می‌کشاندم
                 و آرزویش را به روزهای فردا
در آغاز هر روز تازه
سرکشانه رم می‌کرد و می‌درخشید
گمت می‌کرد میان گمشده‌هایت...
در بغض بی‌قرار کوچه‌های تبدار تنش...
این طرف‌تر
پر از لحظه‌های نامنتظر
در حنابندان خورشید و ماه
پر از ذکر مدام درختها
که نمی‌دانم از کجا اجابت می‌شد
و طنین فریاد کوچکی سرخوش
که هفت سالگی‌اش  را چون بادبادکی
                              در کوه جا گذاشت و رفت...
شعر من بود
سپید و رها
در پری‌خوانی بادها
که چون هوای بعد از عشق
پرم می‌رسید و مهربان
وتازه
همچو نان صبح وشیر داغ
از ته دره‌ها...
فراز و نشیب قلب من بود
با ماجرای آمدن‌ها و رفتن‌هایش
و من می‌رفتم
 و او خستگی در می‌کرد
در آستان سبز خانه‌ی زنی
که سپیده‌مان
رخت زفافش را به آب رودخانه می‌سپرد
 
***
 
ای اقاقی، ای برگ، ای عقیق
کمی آن طرف‌تر...
من شایسته‌ی آن ابرهای آبی و سبزم
در سکوت سنگین سنگی که از آمد و رفت هیچ مسافری
آه نمی‌کشد
و آرزوهایش
عیان است
بی‌خجالت
مثل آسمان
ای لاجورد و مینا ... مرجان
ای کوه...
مرا بپذیر
تو بالا نرو...
همین‌جا بمان
که از جنس یکدیگریم
تو در واژه‌های من خانه کردی
و من نذر کرده‌ام
که در تنفس پر پرنده‌ات
ساکت شوم... 

لینک مستقیم
     نظرات     
خواننده ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷
لذت بردم از این همه احساس متفاوت وبدیع
احمد صوفی (شاعر) ۱۱ خرداد ۱۳۸۷
قبل از این هم با کارهایی از خانم یثربی آشنا بودم.در این شعر نیز حس روایی موضوع و به کارگیری بجای خانواده ی کلمات به همراه زبان شیوای شعر بسیار دلنشین می باشد.و نیز ایماژ زیبای این شعر از عمده نکات برجسته ی این اثر می باشد.به امید بهروزی و کامیابی خانم یثربی.
مهرداد ۲۲ اسفند ۱۳۸۷
چیستای عزیز بسیار لذت بردم دنیای از احساس بود. مثل خودت


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام