نسخه چاپی ارسال به دوستان


فیروزه جدید


  
بودن یا نبودن، درد تکراری‌ست
مریم جعفری آذرمانی  ۱۳۸۶/۱۲/۱۵
سه غزل

  
1
کسی نباید از این شعر انتقاد کند
مگر به خون دل شاعر استناد کند
 
خدا ندید که شب، بابِ طبعِ شعر من است
که رفت شعله‌ی خورشید را زیاد کند
 
مگر برای نوشتن از آن‌چه می‌خواهم
مدارِ نوری منظومه را مداد کند،
 
که تند می‌دود این شب که حرف بسیار است
قلم چگونه به صبح تو اعتماد کند؟
 
نفس نفس، سرِ مریم به باد خواهد رفت
یکی بیاید و این باد را مباد کند
 
 
 ***
 
2
هرگز نمی‌شد نبینم، دردی که پنهان تو را کشت
بودن برای نبودن، این زخم زد آن تو را کشت
 
تو مثل یک دانه‌ی برف، در خود فرو رفته بودی
آری زمستان تو را زاد، آری زمستان تو را کشت
 
گل‌زخم‌های گلویت، پرپر شد از آرزویت
در سینه‌ی آسمانت، آن قلب سوزان تو را کشت
 
اما نشد بعدِ عمری، هرگز به دنیا بیایی
آنقدر مردی که انگار، اصلن همین جان تو را کشت
 
 
 ***
  
 
3
زمستان برف می‌پوشد لباسش سردِ تکراری‌ست
اگر هم مژده‌ی فصل بهار آورده تکراری‌ست
 
هم‌آغوشند و می‌زایند و می‌میرند و می‌زایند
که این بستر پر از تکرار زن یا مرد تکراری‌ست
 
جنین! پیش از به دنیا آمدن بهتر که برگردی
نیا! سرگیجه می‌گیری؛ زمین، پاگرد تکراری‌ست
 
مبادا لحظه‌ای سیری کنی آفاق و انفس را
که کفرت در می‌آید چون خدا هم فرد تکراری‌ست
 
سلام ای شاعر خندان، منم! هر لحظه می‌گریم
سوالی نیست بودن یا نبودن درد تکراری‌ست
 
 

لینک مستقیم
     نظرات     
مهرداد طبری ۱۶ اسفند ۱۳۸۶
دومی و سومی بهتر بود که این بستر پر از تکرار زن یا مرد تکراری است
های تو که می خوانی ۱۹ اسفند ۱۳۸۶
very very good
سید حکیم بینش www.binesh124.blogfa.com ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
سلام غزل های تان زیبا بود من هم غزلی دارم با ردیف تکراری با این مطلع من و تو باز یعنی لیلی و مجنون تکراری دو سر گردان عالم یا دو دل پر خون تکراری موفق باشی
محمد نیک زاد www.mnikzad.blogfa.com ۲۷ اسفند ۱۳۸۶
سلام غزل ها از جنسی است که دوست دارم!
یوسف ۲۷ اسفند ۱۳۸۶
سلام خوب نگاه می کنی...استفاده کردم
حمیدرضا شکارسری ۲۸ اسفند ۱۳۸۶
کاش غزل های قبلی خانم جعفری را نخوانده بودم ! آن وقت این سه غزل خیلی می چسبید . ضعیفند ، ضعیف ! خود شاعر از بنده بهتر می داند . فقط کافی ست به ترکیباتی مثل مداد نوری منظومه و شعله ی خورشید در غزل اول و ترکیباتی مثل گل زخم گلو و سینه ی آسمان در غزل دوم و ترکیباتی مثل پاگرد و درد تکراری در غزل آخر توجه کنیم یا به پراکندگی معنا و تصاویر به خصوص در غزل دوم و سوم و زبان دفرمه در هر سه کار دقت کنیم . البته قرار نیست تمام آثار یک شاعر در قله ی او جا گرفته باشند . منتظر غزلهای زیبای ایشان هستم .
می ناب ۱۷ فروردین ۱۳۸۷
در میخانه را به رویم باز کردی به پیمانه میم دادی و عشق آغاز کردی مراعادت به نوش می تو دادی در خانه ام در میخانه و آباد کردی کجامقصد تو میدادی زمستی ره منزل که گم کردم تو کردی تو در میخانه و من در خماری کجا باشد می نابت چه کردی به غیر تو نجویم من ساقی بگو ساقی تو با این دل چه کردی GH.abdi
فرهاد محمودی ۱۸ فروردین ۱۳۸۷
اگه بخام طبقه بندی کنم میگم غزل های خانم مریم زیر متوسط ومتمایل به ضعیف اند <ایشون استعدا خوبی دارن ولی مطالعه لازم دارن موفق باشید
سوسن ۲۰ فروردین ۱۳۸۷
حمیدرضا شکارسری بالاخره یک بار هم که شده در مورد غزل های دست چندم مریم جعفری درست اضهار نظر کرد . نمی دانم این سپید سرای چیره دست ه علاقه ای به غزل دارد که این طور سیر غزل های مریم !!!!! را دنبال میکند . بهتر بود بهمنی و ساعد باقری این کار را انجام می دادند .چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است
http://alijan1342.blogfa.com/ ۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۷
می سپرم نگاهمو به پیچ جاده مثل روزای دیگه دلم گرفته غم دوری غصه چشم انتظاری دل عاشقم رو دست کم گرفته دل من با اینکه خونه خوب می دونه ای ستاره ای سحر میای تو خونه تو همیشگی ترین ستاره هستی تو که آشنای دنیای منی تو این زمونه مث چشمه ای برای دل سوخته مث بارونی برای گل تشنه تو امیدی تو سروری تو غمی تو فقط نوری برای دل خسته این دل شکسته رو نذر تو کردم نذر اون صدای گرم ولب بسته وقتی که تو این سکوت خسته جاری است می شکفه بر گ گلای خسته بسته
امین ۰۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
سلام بسیار خوشحالم که با شعرهاتون آشنا شدم . به نظر من شعر سیم زیباتر از دو شعر قبلی بود ولی باید اذعان کنم که شعر اول و دیم هم قشنگ بود . با آرزوی سلامتی و بهروزی
chiman ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷
khub bud
محمد ۱۶ خرداد ۱۳۸۷
سلام و خسته نباشید مثل همیشه اشعار شما عمیق وتفکر بر انگیزند امیدوارم همیشه موفق باشید


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام