نسخه چاپی ارسال به دوستان


فیروزه جدید


  
تو را چون دفتر شعر به رخ زشتی‏ها می‏کشم
نزار قبانی؛ ترجمه‏ موسی بیدج  ۱۳۸۶/۰۵/۰۹

 
1
تو را
چون شمشیری از یاسمن
به روی جهان می­کشم
و پیروزی­ام را اعلام می­کنم
تو را
چون کتابی مقدس
به رخ کافران می­کشم
و به روی بی­سوادان
چون شعر
و به روی بدویت
چون تمدنی از مرمر
گذرنامه­ام را به دریا می­اندازم
و تو را "وطنم" می­خوانم
فرهنگ لغتم را
به آتش می­اندازم
و تو را "زبان من" می­نامم
همه ملوک‌­الطوایف را از پا می­اندازم
و تو را شهبانویم می­خوانم .
 
 
2
چون وعده باران
تو را به رخ "تموز" می­کشم
چون وعده درخت
به رخ گنجشکان
و چون وعده آبی­ها
به رخ مرغان دریایی.
و با دبستانی­ها
به سفری علمی می­رویم
تا حدود سینه­ات
که با گلوله­های برف بازی کنند
و به شکار مرغابی بروند
و گرد بودن زمین را
عملا ببینند ...
 
 
3
تو را چون نخل
به رخ صحرا می­کشم
چون خوشه گندم
به رخ خشکسالی­ها
و شمعدانی از طلا
به رخ تاریکی.
تو را چون گرده نان
به رخ گرسنگان
به رخ بردگان
چون پرچم آزادی
تو را به رخ زشتی­ها
چون کبوتری سپید
فواره آب
و کتاب شعر
از نیام می­کشم.
 
 
4
تو را
چون ترانه­ای
به رخ پلیس عرب می­کشم
به رخ نفت عرب
چون شیشه عطر
و به رخ مرگ عرب
بشارت تولدی دیگر...
 
 
5
به آنانی که گوشت زن می­خورند
می­گویم که تو دلدار منی
که نیش­های‌شان را دور کنند
و ناخن‌های‌شان را
و خون را از لباس‌های‌شان بشویند
و به دوره رنسانس وارد شوند.
 
 
از کتاب در دست انتشار "درخت به درخت ستاره به ستاره" (نشر ثالث)

لینک مستقیم
     نظرات     
نظر ۱۹ فروردین ۱۳۸۷
لطفا شرح چند شعر از اشعار سیاسی نزار قبانی(به فارسی) رابرایم ارسال فرمایید من در مورد نزار دارم تحقیق می کنم مخصوصا اشعار سیاسی ایشان. آدرس ایمیلa.roomipor@yahoo.com


 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام